ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
430
الطبقات الكبرى ( فارسي )
( 1 ) عمرو بكالى يزيد بن هارون از جريرى ، از ابو تميمه هجيمى ما را خبر داد كه مىگفته است * به شام رفتم به مردى كه انگشتهايش بريده شده بود يا به روايت حماد بن سلمه دستهايش بريده بود برخوردم كه مردم گرد او فراهم آمده بودند و او براى ايشان حديث مىگفت ، پرسيدم اين كيست ؟ گفتند فقيهتر مردى از اصحاب رسول خدا ( ص ) است كه روى زمين باقى مانده است . اين عمرو بكالى است . گفتم انگشتهايش چه شده است ؟ گفتند در جنگ يرموك از دست داده است . سنان بن غرفة از اصحاب رسول خدا ( ص ) است كه در شام ساكن شده است و از پيامبر ( ص ) روايت كرده كه فرموده است هر گاه زنى همراه مردان - لابد در مأموريتهاى جنگى - بميرد يا مردى همراه زنان بميرد آنان را غسل نمىدهند بلكه تيمم مىدهند . « 1 » ابو هند دارى عبد الله بن يزيد كه پدر عبد الرحمان قارى است از گفته حيوة بن شريح ، از ابو صخر حميد بن زياد ، از مكحول ، ما را خبر داد كه مىگفته است * از ابو هند دارى شنيدم كه مىگفت خود شنيدم كه پيامبر ( ص ) مىفرمود هر كس به قصد رياكارى و به گوش دگران رساندن كارى انجام دهد به روز رستخيز با خداى همانگونه ديدار خواهد داشت . اين حديث را ابن لهيعه هم از ابو صخر از مكحول شنيده و روايت كرده و افزوده است كه ابو هند دارى برادر تميم دارى است .
--> ( 1 ) مكرر گفتهام كه اين گونه احاديث بدون بررسى كامل از سوى اهل نظر نمىتواند ملاك عمل قرار گيرد .